ماسح

لغت نامه دهخدا

ماسح. [ س ِ ] ( ع ص ) بسیار دروغگوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بسیار کشنده. ( از اقرب الموارد ). || بسیارگاینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ذیل اقرب الموارد ). بسیار گاینده و کثیرالجماع. ( ناظم الاطباء ). || شانه کننده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || شتری که پنجم سپل او بر آرنج وی درخورده و خون آلود نکرده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). هرگاه آرنج شتر به پنجم سپل وی برخورد و آن را خون آلود نکند، ماسح گویند. ( از اقرب الموارد ). بریدگی دو شوخ سینه شتر از آسیب آرنج وی که خون از وی بر نیاید. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به حازّ شود.

فرهنگ فارسی

بسیار دروغگوی

جمله سازی با ماسح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كيفيت تيمم در حال اختيار اين است كه باطن كف دستها را با هم و به يكبار بزمين بزند وسپس با همه كف دو دست به پيشانى و دو شقيقه خود بكشد بطورى كه همه آن دو موضعرا از ابتداء رستن گاه موى سر تا بالاى بينى و دو ابرو فرا بگيرد و نزديك تر بهاحتياط آن است كه ابروها را نيزدست بكشد و سپس باطن دست دست چپ را به تمام ظاهر دستراست از مچ تا سر انگشتان بكشد و آن گاه با باطن دست راست به تمام ظاهر دست چپبكشد وبين انگشتان جزء ظاهر نيست و در نتيجه دست كشيدن به آن واجب نيست چون منظور ازظاهر آن مقدارى است كه ظاهر بشره ماسح درهنگام مسح با آن تماس پيدا مى كند حتى در اينعمل دقت و تعمق هم واجب نيست.

💡 بااين بيان، فساد گفتار آن گروه از مفسرين روشن مى شود كه اندازه دست را پائين تراز گودى زير بغل مشخص كرده اند و همچنين بطلان گفتار بعضى ديگر كه گفته اند: درتيمم همان مقدار از دستها معتبر است كه در وضو معتبر است، يعنى از مرفق تا سر انگشتانوجه فساد اين دو قول اين است كه: مسح وقتى با حرف (باء) متعدى شود دلالت براين مى كند كه بايد عضو ماسح به بعضى از رويه عضو ممسوح كشيده شود، و آن دوقول مى گفتند به همه دستها.

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز