فرهنگ معین
( ~ِ سا ) (اِمر. ) شب پره، خفاش.
( ~ِ سا ) (اِمر. ) شب پره، خفاش.
شب پره، خفاش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو مرغ عیسی با نور آفتاب عدو چو مار موسی کمتر شکارش اژدرهاست
💡 ز سوز دل دعایش را اثر شد خسِ چون مرغ عیسی جانور شد
💡 او نه خورشید یچو موسی دیده پردازست کو مرغ عیسی راهمه خاصیت حربادهد
💡 خاک را چون مرغ عیسی شهپر پرواز داد آسیای چرخ را بی آب، گردان کرد عشق
💡 چگونه ساخت از گل مرغ عیسی چگونه کرد شخص عازر احیا
💡 چو مرغ عیسی اگر لعبتی ز گل سازی ز اعتدال هوا حکم جانور گیرد