ماردون
لغت نامه دهخدا
ماردون. [ رِ ] ( اِخ ) قلعه ای است و در حال نصب و جر ماردین گویند. ( منتهی الارب ). قلعه ای است در جزیره ابن عمرو، این کلمه معرب به حروف است رفعش با واو و نصب و جرش بایاء می باشد گویند: هذه ماردون و رایت ماردین و مررت بماردین. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماردین شود.
جمله سازی با ماردون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مذابریسی برای پلیمرهای ترموپلاستیک که میتوانند به راحتی ذوب شوند استفاده میشود. گلولهها یا گرانولهای پلیمر جامد به داخل اکسترودر تغذیه میشوند، سپس توسط ماردون دستگاه اکستروژن فشرده شده و در اثر حرارت ذوب میشوند. سپس با کمک یک پمپ از داخل رشتهریس عبور دادهمیشوند.