لیرو

لغت نامه دهخدا

لیرو. ( اِخ ) دهی از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان واقع در 36هزارگزی جنوب خاوری مینودشت. کوهستانی و سردسیر. دارای 150 تن سکنه. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات و ابریشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه ابریشمی و چادرشب است. زیارتگاهی به نام باباطقه دارد و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان کوهسارات بخش مینو دشت شهرستان گرگان واقع در ۳۶ هزار گزی جنوب خاوری مینو دشت. کوهستانی سردسیر. زبان فارسی. آب از چشمه سار. محصول غلات و ابریشم. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان بافتن پارچ. ابریشمی و چادرشب است زیارتگاهی بنام باباطقه دارد و راه مالروست.

جمله سازی با لیرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوسو دل لیرو ۲۳٫۲ کیلومترمربع مساحت و ۲۹۷ نفر جمعیت دارد.

💡 پرادیجی را لیام هاولت، کیت فلینت و لیروی ثورنهیل در اواخر سال ۱۹۹۰ بنیان گذاشتند. نام گروه از یک مدل سینتی‌سایز آنالوگ شرکت موگ به نام موگ پرادیجی گرفته شده‌است. این سینتی‌سایزری بود که هاولت با آن کار می‌کرد و در بدو آشناییش با فلینت که چند قطعه را برای او ضبط کرد روی برچسب نوار، کلمهٔ «پرادیجی» را نوشت.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز