لمحجوبون

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
حجب (۸ بار)ل (۳۸۴۲ بار)
حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنی پنهام کردن و منع از دخول است. حجاب به معنی پرده نیز است (اقرب الموارد).، حقا که آنها آن روز از پروردگارشان در پرده‏اند و یا از رحمت خدا ممنوع اند. چون از زنان پیغمبر متاعی خواسنید تز پس پرده بخواهید. این همان آیه حجاب درباره زنان آن حضرت است و با تنقیح مناط شامل زنان دیگر هم می‏شود و این غیر از پوشیده بودن زن از نا محرم است که در سوره نور آمده بعضی‏ها از این آیه چنین فکر کرده‏اند که زن مطلقا باید در پس پرده و حجاب باشد، غافل از آنکه مضمون آیه چیز دیگری است.. آیه شریفه در بیان سخن گفتن خدا با انبیاء است و آن از سه قسم خارج نیست اول وحی بدون واسطه آن ظاهراً آنست مه خدا به قلب پیغمبر القا کند، دوّم سخن گفتن از پس پرده مثل حضرت موسی که خدا کلام. صدا آفرید و موسی شنید، سوّم آمدن ملک و آوردن وحی است مثل آمدن جبرئیل. نا گفته نماند: هر سه قسم، سخن گفتن خداست اعمّ از آنکه اطلاق کلام در این مورد حقیقت باشد یا مجاز و زیرا هر سه قسم استثناء است از «ما...یکلمه» و نیز نا گفته نماند قسم اوّل در انبیاء و غیر انبیاء است مثلا درباره مادر موسی آمده، و نیز درباره بعضی حشرات و غیره آمده،. باید وحی انبیاء مرتبه اعلای آن باشد که آنان یقین می‏کردند این القاء حتماً از جانب خداست. مشروح سخن در (و ح ی) خواهد آمد.. چون «مستوراً» صفت حجاب است لذا این حجاب غیر مرئی است: مؤمن و غیر مؤمن مثل عالم و غیر عالم با آنکه در کنار هم اند از هم بیگانه‏اند و فاصله زیاد دارند و به زبان هم آشنا نیستند و میانشان پرده نامرئی وجود دارد که از هم جدا شان می‏کند. تعجّب نادان از دانا بیش از تعجّب دانا از نادان است.

جمله سازی با لمحجوبون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امـا چـرا آنـهـا خـودشـان مـسـتـقيما تقاضاى مرگ از خدا نمى كنند، بلكه به مالك دوزخ مىگـويـنـد از پـروردگـارت بخواه تا به ما مرگ دهد؟ براى اينكه آنها در آن روز از خداىخـود مـحـجوبند، چنانكه در آيه 15 مطففين مى خوانيم كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون،لذا تقاضاى خود را وسيله فرشته عذاب مطرح مى كنند، يا به علت اينكه او فرشته استو نزد خداوند مقرب است.

💡 نظير آيه فوق آيه شريفه (كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون، كلا انهم عنربهم يومئذ لمحجوبون ) است كه دلالت دارد بر اينكه آن مانعى كه ميان مردم و خداحائل شده همانا تيرگى گناهانى است كه مرتكب شده اند و اين تيرگى ها است كه ديدهدلها(جان ها)ى ايشان را پوشانده و نمى گذارد كه به مشاهده پروردگار خود تشرفيابند، پس معلوم مى شود كه اگر گناهان نباشد جانها خدا را مى بينند نه چشمها.