لغت نامه دهخدا
لقمه ربا. [ ل ُ م َ / م ِرُ ] ( نف مرکب ) لقمه رباینده. شکمخواره:
با خویشتن آورده بهر مائده ای بر
کاسه شکنان، زله کشان، لقمه ربایان.سوزنی.با همه خستگی دلم بوسه رباید از لبت
گربه شیردل نگر لقمه ربای چون توئی.خاقانی.
لقمه ربا. [ ل ُ م َ / م ِرُ ] ( نف مرکب ) لقمه رباینده. شکمخواره:
با خویشتن آورده بهر مائده ای بر
کاسه شکنان، زله کشان، لقمه ربایان.سوزنی.با همه خستگی دلم بوسه رباید از لبت
گربه شیردل نگر لقمه ربای چون توئی.خاقانی.
( صفت ) آنکه لقمه و نواله رباید شکمخواره شکمو: با همه خستگی دلم بوسه رباید از لبت گرب. شیر دل نگر لقمه ربای چون تویی. ( خاقانی. سج.۴۶۱ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با همه خستگی دلم بوسه رباید از لبت گربهٔ شیردل نگر لقمه ربای چون تویی