لغت نامه دهخدا
لستن. [ ل ِ ت َ ] ( مص ) لیسیدن:
لستند آستانت بزرگان و مهتران
چون یوز پیر گشته به لب کاسه پنیر.سوزنی ( از آنندراج ).
لستن. [ ل ِ ت َ ] ( مص ) لیسیدن:
لستند آستانت بزرگان و مهتران
چون یوز پیر گشته به لب کاسه پنیر.سوزنی ( از آنندراج ).
( مصدر ) لیسیدن: توضیح شاهدی که برای لشتن درستون دوم همین صفحه آمده در آنندراج و لغت نامه برای لستن هم ضبط شده.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
لیس (۸۹ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا نساء النبى لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعنبالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
💡 آيات (32) تا (34): يانساء النبى لستن كاءحد من النساء إ ن اتقيتن...
💡 آيا عايشه كلام خدا را فراموش كرده بود در سوره احزاب (32) مى فرمايد: (يا نساءالنبى لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعنبالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا و قرن فى بيوتكن و لاتبرجن تيرج الجاهليه الاولى ) اى زنان پيغمبر سخن نيكو بگوئيد و در خانه هاى خودساكن باشيد و چون زنهاى جاهليت از خانه ها بيرون نرويد؟
💡 نخست در مقدمه كوتاهى مى فرمايد: اى همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شماهمچون يكى از زنان عادى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد (يا نساء النبى لستن كاحد منالنساء ان اتقيتن ).
💡 يانساء النبى لستن كاءحد من النساء إ ن اتقيتن فلا تخضعنبالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا(32)