لحیف

لغت نامه دهخدا

لحیف. [ ل ِ ]( ع اِ ) مماله لحاف. رجوع به لحاف شود:
لحیفی برافکند بر پشت بور
درآمد بزین آن تن پیل زور.نظامی.پذیره شده شورش جنگ را
لحیفی برافکند شبرنگ را.نظامی.
لحیف. [ ل ُ ح َ / ل َ ]( اِخ ) اسبی بود مر پیغمبر را ( ص ) کانه کان یحلف الارض بذنبه، اهداه ربیعةبن ابی البرّاء. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= لحاف: پذیره شده شورش جنگ را / لحیفی برافکنده شبرنگ را (نظامی۵: ۹۷۶ ).

جمله سازی با لحیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پذیره شده شورش جنگ را لحیفی برافکنده شبرنگ را

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز