لغت نامه دهخدا
لاف پاش. ( نف مرکب ) لاف پیما:
کو لاف پاش هست نزدیک فاضلان
شعرم بروی دعوی برهان روزگار. ( ؟ )انوری ( از آنندراج ).
لاف پاش. ( نف مرکب ) لاف پیما:
کو لاف پاش هست نزدیک فاضلان
شعرم بروی دعوی برهان روزگار. ( ؟ )انوری ( از آنندراج ).
لاف پیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت ویحک چه لاف پاشی تو خود مرین درد را چه باشی تو