لغت نامه دهخدا
قیصرشاه. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن قلیچ ارسلان سلجوقی، مکنی به معزالدین. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 482 شود.
قیصرشاه. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن قلیچ ارسلان سلجوقی، مکنی به معزالدین. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 482 شود.
ابن قلیچ ارسلان سلجوقی مکنی به معزالدین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که من فرزند قیصر شاه رومم ز رتبت سجده میآرد نجومم