قیدافه

لغت نامه دهخدا

قیدافه. [ ق َ ف َ ] ( اِخ ) نام زنی است که حاکم بردع و اندلس بود. ( برهان ). نام زنی بوده، حاکم بردع و آن بنوشابه مشهور است. ( آنندراج ) ( انجمن آراء ناصری ). قیدافه طبق روایات ملکه اندلس و معاصر اسکندر بود. ( حاشیه برهان چ معین ):
زنی بود در اندلس شهریار
خردمند و با لشکری بیشمار
جهانجوی و بخشنده قیدافه نام
ز روز بهی یافته نام و کام.فردوسی ( از حاشیه برهان چ معین ).بادت سعادت ابد و هم به همتت
قیدافه زمین و سر قیروان شده.خاقانی.رجوع به سبک شناسی ج 2 ص 138 شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: قیدافه (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ghidafe) (فارسی: قیدافه) (انگلیسی: ghidafeh)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام زنی جهانجوی و بخشنده و پادشاه اندلس در زمان اسکندر مقدونی

جمله سازی با قیدافه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بفرمود قیدافه تا برنشست همی راند و دستش گرفته به دست

💡 نبودش ز قیدافه چین در بروی نبرداشت هرگز دل از آرزوی

💡 بخندید قیدافه از کار اوی دلش گشت خرم به بازار اوی

💡 بدو گفت قیدافه گر خنجرت حمایل بدی پیش من بر برت

💡 همان روز قیدافه آگاه بود که اندر کفت پنجهٔ شاه بود

💡 مرا چون فرستادگان پیش خوان سخنهای قیدافه چندی بران

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران