قون

لغت نامه دهخدا

قون. [ ق ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَونَة. ( اقرب الموارد ). رجوع به قونة شود.
قون. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی است

جمله سازی با قون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در صفحه1424 فارسنامه ناصری عنوان شده که تمام ساکنان منطقه قون قری (قنقری)در شهرستان خرمبید فعلی (به مرکزیت صفاشهر) در شمال فارس ترکهای خلج بودند که قصبه آن روستای قاضیان بوده است.

💡 گلن فونار قونان کؤچر ---- هئی سالیرسان تالان دونیا

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز