کلمه «قمص» در زبان عربی و در منابع لغوی فارسی دارای چند معنا است که یکی از معانی آن، جهیدن یا برجستن اسب و بالا بردن همزمان دو دست و سپس نهادن دوباره آنها بر زمین است که حالتی از حرکت تند و ناگهانی را نشان میدهد. در همین معنا، گاهی به حرکت تند و پرشی حیوانات نیز اشاره دارد و در توصیف رفتار اسب کاربرد داشته است. معنای دیگر آن، درکشیده شدن یا جمع شدن پی اسب است که به حالتی در پا یا اندام حیوان مربوط میشود. همچنین در برخی متون، قمص به حرکت شدید دریا گفته شده که کشتی را با موجهای پیاپی بالا و پایین میبرد و آن را دچار تکانهای فراوان میکند. در کنار این معانی فعلی، «قمص» به عنوان اسم نیز آمده و به مگس ریزه یا پشه بسیار کوچک که روی آب مینشیند اشاره دارد. این واژه همچنین برای چوزه یا نوزاد ملخ که تازه از تخم بیرون آمده است به کار رفته است. در برخی منابع، «قمص» به صورت جمع «قمیص» نیز آمده و به معنای پیراهن یا جامه است که ریشه آن در واژه «قمیص» قرار دارد.
قمص
لغت نامه دهخدا
قمص. [ ق َ ] ( ع مص ) برجستن اسب و جز آن و برداشتن دو دست را معاً و بنهادن هر دو را معاً. ( منتهی الارب ). برسکیزیدن. ( تاج المصادر ) ( از اقرب الموارد ). || درکشیده شدن پی اسب. ( منتهی الارب ). || برجهانیدن دریا کشتی را به موج و بسیار جنبش دادن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قمص. [ ق َ م َ ] ( ع اِ ) مگس ریزه که بر آب باشد یا پشه ریزه بر آب ایستاده. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( فهرست مخزن الادویة ). یکی آن قمصه است. ( از اقرب الموارد ). || چوزه ملخ که از تخم برآید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قمص. [ ق ُ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قمیص. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قمیص شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۶(بار)
جمله سازی با قمص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ( لهم جباة قرحة لطول السجود، و اءيد كثفناتالابل، عليهم قمص مرحضة و هم مشمرون.)