قمام

لغت نامه دهخدا

قمام. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در 16هزارگزی شمال سنقر و 15 هزارگزی راه فرعی سنقر به گردگانه. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است.سکنه آن 340 تن است. آب آن از چشمه و گاورود و محصول آن غلات، حبوبات، توتون، قلمستان و شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است. و در تابستان اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مورد.
دهی از دهستان کلیائی بخش کلیائی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۶ هزار گزی شمال سنقره و ۱۵ هزار گزی راه فرعی سنقر به گردگانه. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است.

جمله سازی با قمام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اينان از همان زمان و تا كنون در كنار مسلمانان در فراز و نشيبها زندگى كرده، با ستيزه جويان اسلام كه به جنگ خدا و پيامبرش بر مى خاستند، پيكار كرده، و در برابر هر پيشامد ناگوارى به دفاع از مسلمانان قيام نموده، با هر نوع سلاحى با دشمنان اسلام و مسلمين و منافقان و بى دينان كه دانسته در قمام و از بين بردن اسلام برآمده اند، جنگيده و مى جنگند. و اين بدان سبب است كه نائبان امام زمان كسانى هستند كه پس از آن حضرت پرچم اسلام را به دوش مى كشند، و طبيعى است كه در عرصه كارزارها آنكه يورش مى برد پرچمدار است.

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز