قلیلی

لغت نامه دهخدا

قلیلی. [ ق ِل ْ لی لا ] ( ع اِ ) همه و جمله. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). اخذه بقلیلاه؛ ای بجملته. ( اقرب الموارد ). رجوع به قِلّیلَة شود.

فرهنگ فارسی

همه و جمله

جمله سازی با قلیلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انسان‌های رویِ زمین از حقیقت و عدالت کناره می‌جویند، در حالی که به‌خاطرِ حماقتی دهشتناک، خود را وقفِ ارضایِ حرص و عطشِ شهرت می‌کنند. اما من با فراموش کردنِ تمامِ شرارت‌ها، از دل‌زدگیِ عمومی که ارتباطِ تنگاتنگی هم با حسادت دارد، خود را دور نگه می‌دارم، و از آن‌جا که از شکوه و جلال وحشت دارم، نمی‌توانم به ایران بیایم، به قلیلی قانع خواهم بود، زیرا که آن قلیل، موافقِ عقایدِ خودم است.»

💡 اغلب نطق‌های عمومی در مجمع‌های سازمان یافته مانند دادگاه یا جلسات شهرداری در رسانه‌هایی مانند روزنامه‌ها، مطبوعات، رادیو، تلویزیون یا اینترنت منتشر می‌شوند. در هر یک از موارد ذکر شده در ابتدا تعداد قلیلی از مردم از طریق وسایل ارتباط جمعی به متن اصلی دسترسی دارند. معمولاً درپدیده سانسور محدود کردن عقاید خاص در یک فضای خلاً صورت نمی‌گیرد بلکه تمایل آن است که جلوی پخش آنچه که ممکن است از رسانه‌های ارتباطی گفته شود، گرفته شود.

کاندل یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز