قلمون

لغت نامه دهخدا

قلمون. [ ق َ ل َ ] ( اِ ) حربا را گویند و آن را بوقلمون و ابوقلمون نیز گویند. ( آنندراج ). بوقلمون. ( ناظم الاطباء )( اشتنیگاس ). || پارچه الوان و گلی. ( ناظم الاطباء ). || نام گلی است. ( اشتینگاس ).
قلمون. [ ق َ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است در دمشق و ابوعبید بکری گوید: در واح الداخلة قلعه ای است بنام قلعون و آبهای ترشی دارد و از آن برای کشت و زرع استفاده کنند. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

موضعی است در دمشق و ابو عبید بکری گوید در واح الداخله قلعه ایست بنام قلمون و آبهای ترشی دارد و از آن برای کشت و زرع استفاده کنند.

جمله سازی با قلمون

💡 جاده حُمص به دمشق از کوه‌های قلمون می‌گذرد و از شمال به شهر دمشق منتهی می‌شود.

💡 پس از پیروزی‌های دولت سوریه در سال ۲۰۱۸ در طی محاصره غوطه شرقی، تهاجم جنوب دمشق و تخلیه شرق قلمون از شورشیان، ادلب و حلب در شمال غربی سوریه به آخرین منطقه تحت کنترل اپوزیسیون سوریه تبدیل شدند. در شمال غرب سوریه، ارتش آزاد سوریه (تحت حمایت ترکیه) وابسته به دولت انتقالی سوریه (متمرکز در حلب) با ۲۰٬۰۰۰ جنگجو، هیئت تحریر شام (متمرکز در ادلب) برای مقابله با دولت و متحدانش مستقرند. علاوه بر آن در منطقه شمال غرب سوریه، سه میلیون غیرنظامی نیز زندگی می‌کنند.