قصمه
لغت نامه دهخدا
( قصمة ) قصمة. [ ق َ م َ ] ( ع اِ ) برای مره است. ( اقرب الموارد ). || پایه نردبان. ( منتهی الارب ). پله نردبان. ( اقرب الموارد ).
قصمة. [ ق ِ / ق َ / ق ُ م َ ] ( ع اِ ) پاره شکسته و جداشده. ( منتهی الارب ). کسره. ( اقرب الموارد ). و از این باب است این حدیث: استغنوا عن الناس و لو عن قصمة سواک. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جمله سازی با قصمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما بعد فان سعدا ذكر انك شتمته ظلما، و هددته و جبهته تجبرا و تكبرا، فما دعاك الىالتكبر، و قد قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله: (الكبر رداء اللّه فمن نازع اللّهرداء قصمه ).