قبد

لغت نامه دهخدا

قبد. [ ق َ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور. در 3هزارگزی جنوب نیشابور واقع و جلگه و معتدل است. سکنه 73 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، تریاک و شغل اهالی زراعت و کار در شهر است. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور در سه هزار گزی جنوب نیشابور واقع و جلگه و معتدل است سکنه ۷۳ تن.

جمله سازی با قبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشتراك زهراسلام الله عليها و همرديف و همدرجه بودن اوست، با پدر و همسر وفرزندانش در قبد الوسيله يا درجة الوسيله بهشت، آنجا كه پايتخت (عظمت ) حضرت حقتبارك و تعالى است وجز پنج تن عليهم السلام از انبياء و مرسيلن و صالحين وفرشتگان مقرب كسى را به آن مقام والا راه نيست.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز