قاذوره

لغت نامه دهخدا

( قاذورة ) قاذورة. [ رَ ] ( ع ص ) مرد بدخوی و غیرتمند. || مردی که مکروه و ناخوش دارد چیزی را پس نخورد آن را. || مردناآمیزنده به مردم از بدخوئی. || شتر که در کرانه فروخوابد از شتران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). || ( اِمص ) پلیدی و نجاست.( آنندراج ). || فاحشگی و زنا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شرب خمر و جز آن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(رَ یا رِ ) [ ع. قاذورة ] (اِ. ) ۱ - پلیدی، نجاست. ۲ - بدخو. ج. قاذورات.

فرهنگ عمید

۱. نجاست، از قبیل ادرار و مدفوع.
۲. کار زشت.
۳. گناه فاحش.
۴. زنا.
۵. پلیدی.
۶. مردار.
۷. کسی که به سبب بدخویی با دیگران مراوده و آمیزش نداشته باشد.

فرهنگ فارسی

کارزشت، گناه فاحش، زنا، پلیدی، مردار
۱ - پلیدی نجاست جمع: قاذورات ۲ - زنا فاحشگی ۳ - شرب خمر و جز آن.

ویکی واژه

قاذورة
پلیدی، نج
بدخو.
قاذورات.

جمله سازی با قاذوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و همچنين كلمات (قذارت ) و (رجس ) قريب المعناى با كلمه (نجاست ) است. ليكن قذارت دراصل به معناى دورى بوده: مثلا مى گفتند: (ناقه قذور)، يعنى شترى كه، هميشه از گلهشتران دورى مى كند، و يا مى گفتند: (رجل قاذوره ) يعنى مردى كه به خاطر بدخلقيش بامردم نمى جوشد، و از مردم دورى مى كند و حاضر نيست با آنان يك جا جمع شود، و(رجل مقذر) با فتحه ميم، يعنى مردى كه مورد نفرت و اجتناب مردم است.

💡 عمر گفت: اگر از راه حلال به دست آورده بودى و باميل خود پرداخت مى كردى،منظور مى داشتم،ولى تو از نقطه دور((حجر))بحرين آمده اىومى گويى: مردم اين اموال را براى تو مى آورده اند ومال خدا و مسلمانان نيست ؟! مادرت ((اميمه )) چون تو قاذوره اى را فقط براى چراندن الاغهازاييده است (535).

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز