فیلچه
مترادفها
نمد
لغت نامه دهخدا
فیلچه.[ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) فیل کوچک. ( یادداشت مؤلف ). بچه فیل. فیل بچه. ( یادداشت دیگر ). || زن فربه و درشت استخوان و کلان و چاق. ( یادداشت مؤلف ).
- فیلچه زن؛ زن چاق و فربه. فیلچه. اصل کلمه عربی زنفیلجه همین زن فیلچه فارسی است. ( یادداشتهای مؤلف ).
فرهنگ عمید
پیلۀ کرم ابریشم.
جمله سازی با فیلچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدود ۲۳۰ گونه پستاندار در این کشور زیست میکنند که ۱۱ تای آنها از جمله سگ وحشی آفریقایی و گورخر کوهی در خطر انقراض هستند. پستانداران بومزاد شامل غزال جهنده، حشرهخوار فیلچهای دماغه، کل خاکستری دماغه و کل ابلق هستند.