فیضوضه

لغت نامه دهخدا

( فیضوضة ) فیضوضة. [ ف َ ض َ ] ( ع مص ) بسیار شدن آب، چندانکه روان گردد. ( منتهی الارب ). فیض. فیضان. || لبالب رفتن رود. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فیضان و فیض شود. || آشکار کردن راز را. ( منتهی الارب ). رجوع به فیض و فیضان شود.

جمله سازی با فیضوضه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاض قلب الفیض من فیض الحکم فیضوضه کالسحاب الماطر الفیاض او فیض البحار

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز