فیروزگون
مترادفها
فیروزهای
لغت نامه دهخدا
فیروزگون. [ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) رجوع به فیروزه گون شود.
جمله سازی با فیروزگون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون قضای گنبد فیروزگون همتت بر کارها پیروز باد
💡 آسمان در هنگام غروب خورشید به رنگی فیروزگون و بسیار خیرهکننده در میآید که هر بینندهای را با زیبایی خود به وجد میآورد.
💡 معمار با استفاده از کاشیهای فیروزگون، نمای ساختمان قدیمی را به شکلی هنرمندانه و بسیار زیبا برای جذب گردشگران تزیین کرده است.
💡 سنگهای قیمتی با رنگ فیروزگون در صنعت جواهرسازی کاربرد بسیار زیادی دارند و همواره مورد توجه طراحان بزرگ و هنرمندان قرار میگیرند.