فرمان شنو

مترادف‌ها

فرمانبردار، مطیع، گوش‌به‌فرمان

متضادها

نافرمان، سرکش، عصیانگر

لغت نامه دهخدا

فرمان شنو. [ ف َ ش ِ ن َ / نُو ] ( نف مرکب ) مطیع و آنکه گوش به فرمان میدهد. ( ناظم الاطباء ). فرمان نیوش. رجوع به فرمان نیوش شود.

فرهنگ عمید

= فرمان بردار

فرهنگ فارسی

آنکه فرمان بزرگتر را بشنود و انجام دهد

جمله سازی با فرمان شنو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبانی که باشد به فرمان گرو نباشد به از گوش فرمان شنو

کلمات مرتبط