فرش انداز

لغت نامه دهخدا

فرش انداز. [ ف َ اَ ] ( نف مرکب ) فرش افگن. فراش. || ( اِ مرکب ) مساحت مضروب جایی. سطحی که فرش در آن گسترده شود. ( یادداشت به خط مؤلف ):... و طول فرش انداز ایوان چهل وهشت ذرع. ( از سفرنامه ناصرالدین شاه ). رجوع به فرش شود.

فرهنگ فارسی

فرش افگن. فراش

جمله سازی با فرش انداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنا بر پایه مستطیل با کشیدگی محور شمال، جنوب و در ۳ فرش انداز با ۲ ردیف چشمه در امتداد محور شمال- جنوب همراه با حیاطی کوچک در شمال آن ساخته شده است. در نمای غربی مسجد طاق‌نما و ایوانهای کوچکی دیده می‌شود که تکرار این بدنه در قسمت شمالی و غربی حیاط بیرونی است. مصالح تشکیل دهنده این بنا از خشت و گل با اندود گچ است.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز