فرسن

لغت نامه دهخدا

فرسن. [ ف ِ س ِ ] ( ع اِ ) سپل شتر. ( منتهی الارب ). طرف خف البعیر. ( اقرب الموارد ). || سم گوسفند. ( منتهی الارب ). و نیز برای سم گوسفند استعاره شود و گویند: فرسن شاة و نون زائد است. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با فرسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکر به زاغ فرسنی و استخوان به هما چه رمزها که نهان در کف عطای تو نست

💡 دورته ربکا آگوستا کریستو فرسن (زاده ۱۹۰۶–درگذشت ۱۹۷۶) یک هنرمند گرینلندی اهل ساحل غربی این کشور بود. به لطف ازدواجش با کریستوفر کریستوفرسن وی آموخت که شخصیت های اساطیری کوچک را در سنگ صابون محلی خلق نماید. آثار وی در دانمارک به نمایش گذاشته شده است و در موزه ملی گرینلند در نوک قابل دیدن است.