لغت نامه دهخدا
محصولی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به محصول. خراج و هر چیز که خراج میدهد و هر زمینی که خراج میدهد. ( ناظم الاطباء ).
محصولی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به محصول. خراج و هر چیز که خراج میدهد و هر زمینی که خراج میدهد. ( ناظم الاطباء ).
خراج هر چیز که خراج می دهند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این در حالی است که با استفاده از روش اکستروژن گرم، ترکیبی از خمیر برنج و ریزمغذیها به محصولی تبدیل میشوند که به برنج شباهت زیادی دارد. در نتیجه، ویتامینها و مواد معدنی جزئی از محصول نهایی شده و نمیتوان آنها را با شستن یا پختن از محصول جدا کرد.
💡 استفاده از فناوری نانو امکان تولید بتن شفاف را فراهم آورده که تحولی بزرگ در پهنه طراحی ساختمانها و سازههای شهری همچون پلها ایجاد نمودهاست. این نوع بتن با افزودن فیبرهای شیشه به مخلوط خرده سنگ، سیمان و آب به شیوهای متفاوت با شیوه سنتی ساخت بتن، برای تولید محصولی خارقالعاده تهیه میشود.
💡 اقتصاد روستاهای شهرستان تویسرکان عموماً به کشاورزی و به ویژه پرورش درختان گردو وابسته است. در روستای باباپیرعلی نیز چرخهای اقتصاد روستا را کشاورزی و نیز اندکی دامپروری میچرخاند اما به تازگی اقداماتی برای تغیر این تک محصولی انجام شده مانند گشت گل محمدی کشت زعفران و اقدامات کارگاهی و تولیدی.
💡 کارمزدهای پنهان میتواند راهی برای شرکتها باشد تا مصرفکنندگانِ ساده را فریب دهند تا برای محصولی که با قیمت خاصی تبلیغ شدهاست، سود بیشتری را بدون افزایش قیمت محصول بپردازند. مبهم نمایش دادن هزینهها و عدم ذکر برخی هزینههای اضافی مانند هزینههای حمل و نقل هنگام فهرست کردن قیمت کالاها بهصورت آنلاین از روشهای تبلیغات دروغین هستند.