فرازمان

لغت نامه دهخدا

فرازمان. [ ف َ ] ( اِ ) حکم و فرمان. ( برهان ). حکم و فرمان عالی. ( آنندراج ). برساخته دساتیر و تصرفی در لغت «فرمان » است. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرمان شود.

فرهنگ فارسی

حکم و فرمان. حکم و فرمان عالی

فرهنگ اسم ها

اسم: فرازمان (پسر) (فارسی) (تلفظ: farāzmān) (فارسی: فَرازمان) (انگلیسی: farazman)
معنی: دارای اندیشه بلند، دارای افکار متعالی، ( فراز، مان/من = اندیشه )، دارای اندیشه ی بلند، ( فراز + مان/من = اندیشه )، حکم و فرمان

جمله سازی با فرازمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ... منحنی تحول اندیشهٔ دینی در ایران، به‌ویژه در سدهٔ اخیر، رشد شتابنده‌ای را نشان می‌دهد. این تحول را می‌توان به گذار از تلقی تاریخی از دین به تلقی معنوی و معطوف به‌غایت دین‌داری تعبیر کرد. مراد از اسلام تاریخی، غلبهٔ فرهنگ و مقتضیات زمانی و مکانی و شرایط خاص عصر نزول به عنوان مناسبات و قالب‌های قدسی، تغییرناپذیر، آرمانی و مطلوب بر اندیشهٔ اسلامی است؛ گویی قالب و صورت اصیل اسلام، قالب و صورت زمان بعثت است و به میزانی که از آن گذشته مقدس دور می‌شویم، از اسلام اصیل و واقعی دور شده‌ایم … در مقابل، اسلام معنوی و غایت‌مدار، با درنَوَردیدن شرایط زمانی و مکانی عصر تکوین دین، دینداری را در معرفت و تحقق روح دین و غایات اسلام می‌داند … یعنی گذار از مسائل زمانمند به متن ثابت و فرازمانی دین …

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز