غیب ا

لغت نامه دهخدا

غیب ا. [غ َ بُل ْ لاه ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاه که در 9هزارگزی جنوب باختری سنقر و 3هزارگزی باختر شوسه سنقر به کرمانشاه واقع است. دامنه و سردسیر است و 145 تن سکنه دارد که به لهجه کردی فارسی سخن میگویند. آب آن از دره محلی و محصول آن غلات، حبوبات و توتون است. شغل اهالی زراعت و قالیچه، جاجیم و پلاس بافی است. در تابستان اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با غیب ا

💡 چون شعیب از عالم غیب این شنید از دل پردرد آهی بر کشید

💡 آمدش از پرده ی غیب این ندا مرحبا ای بنده ی ما مرحبا

💡 دوش در خواب زد منادی غیب این نداکش جز او منادی نیست

💡 بعد ازین می‌ده ولی از کس مخواه ما بدادیمت ز غیب این دستگاه

💡 چرا کان دم که شیرین برد هوشش رسید از عالم غیب این به گوشش

💡 پس عیان بودی نه غیب ای شاه این نقش دین و کفر بودی بر جبین

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز