غیاث دین

لغت نامه دهخدا

غیاث دین. [ ث ِ ] ( اِخ ) ( سلطان... ) همان غیاث الدین است که در شعر زیر از حافظ آمده است:
حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین
غافل مشو که کار تو ازناله میرود.
این غیاث الدین بقول محمد قاسم فرشته غیاث الدین محمودشاه بهمنی، و بقول شبلی نعمانی سلطان غیاث الدین بن سلطان اسکندر بنگالی است، و قول اخیر صحیح مینماید. رجوع به تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ( از سعدی تا جامی ) ترجمه علی اصغر حکمت چ 1 صص 311 - 312 و حافظ شیرین سخن تألیف محمد معین صص 263 - 264 و غیاث الدین بن اسکندر شود.

فرهنگ فارسی

همان غیاث الدین است

جمله سازی با غیاث دین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن میری که شُست گرد ستم از رخ زمین فرمان دِه ممالک دولت غیاث دین

💡 هلال غره دولت جمال طلعت ملک غیاث دین محمد محمدبن رشید

💡 یعنی غیاث دین محمد که درگهش جای تفاخر سر خاقان و قیصر است

💡 آفتاب انس و جان سلطان اقصای زمین شه غیاث دین و دنیا سایۀ پروردگار

💡 سریر آراست ماه و آفتابش غیاث دین و دنیا شد خطابش

💡 مگرم کاغذی شود روزی بر سر آن غیاث دین سوزی

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز