لغت نامه دهخدا
قاضی غیاث الدین. [ ثُدْ دی ] ( اِخ ) شکراﷲ فرزند ارشد قاضی عبدالرحمان است که پس از پدر متکفل منصب قضاء گردید. ( حبیب السیر چ قدیم جزء 4 از ج 3 ص 90 و چ خیام ج 4ص 610 ). رجوع به قاضی عبدالرحمان و غیاث الدین شود.
قاضی غیاث الدین. [ ثُدْ دی ] ( اِخ ) شکراﷲ فرزند ارشد قاضی عبدالرحمان است که پس از پدر متکفل منصب قضاء گردید. ( حبیب السیر چ قدیم جزء 4 از ج 3 ص 90 و چ خیام ج 4ص 610 ). رجوع به قاضی عبدالرحمان و غیاث الدین شود.
شکرالله فرزند ارشد قاضی عبدالرحمان است که پس از پدر متکفل منصب قضائ گردید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملکشاه حسین بن غیاث الدین محمدبن شاه محمود سیستانی، از شاهزادگان سیستان و بازمانده از سلسله عمرو لیث صفاری است.وی متولد ۹۷۸ ه.ق در سیستان میباشد.
💡 درویش غیاث الدین معلم بیدهندی از عرفای معروف و مشهور بودهاست.
💡 ولایت رزه (ریزه) توسط سپاه ملک غیاث الدین، پس از ۱۶ روز مقابله و دفاع مردم در داخل قلعه، فتح شد که این پیروزی برای سپاهیان مهاجم غنایم، اسلحه و برده فراوان به دنبال داشت آوردهاند در آن قرن چنین خون ریزی عظیمی اتفاق نیفتاده و آن کشتار بیسابقه بوده است.
💡 سپس شاه که از قبل از نقش منفی او در مسموم کردن سلطان محمود و این که چندین فرستاده سلطنتی برای دستگیری غیاث الدین منصور که در پناه خان احمد بود دست خالی از پیش او برگشته بودند، عصبانی بود به امرایش دستور داد به گیلان بروند و او را دستگیر کنند.
💡 شاه عباس بزرگ صفوی (۹۹۶–۱۰۳۸ هـ. ق) برای جلوگیری از تاخت و تاز ازبکان به خاور ایران، گروههایی از ایلات کرد باختر ایران از جمله ایل زعفرانلو را به قوچان کوچ داد. در سفری که نادر شاه افشار به سمرقند و بخارا کرد، چندین صفحه قرآنی را که به خط غیاث الدین بایسنقر نگاشته شدهاست و در آرامگاه تیمورلنگ جای داشت، به قوچان آورد. بعدها به دستور ناصرالدین شاه قاجار، دو برگ از آن، به موزه تهران منتقل شد.