غوطه خوار

لغت نامه دهخدا

غوطه خوار. [طَ / طِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه در آب غوطه خورد. فرورونده در آب. غوته خوار. غوطه خور. غوطه ور. سر به آب فروبرنده. رجوع به غوطه و غوته شود:
نگشتی به قلزم اگر غوطه خوار
نبودی به طوفان بدین اشتهار.
ملاطغرا ( در مدح ذوالفقارخان از بهار عجم و آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه در آب غوطه خورد فرو رونده در آب.

جمله سازی با غوطه خوار

💡 میان برف و یخ در غوطه خواری بط می همچو کبک کوهساری

💡 همچو مه خویش را در آب انداخت همچو ماهی به غوطه خواری ساخت

آب و آتش یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز