غنان
لغت نامه دهخدا
غنان. [ غ ُ ] ( ع اِ ) اسم است اِغنان را. ( منتهی الارب ). آواز پشه. صوت الذباب. ( اقرب الموارد ). رجوع به اِغنان شود.
جمله سازی با غنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وجدتکم قبل الوجود، بناصح الوجود،و ما غنانی الطلب
💡 غنان کشید قلم سوی قصه معراج که بر فلک بزند گام اندر این مضمار
💡 عزیمت تو چنان مسرعست وقت قضا که جز قضای سمائیش هم غنان نبود