غم فرسودگی
لغت نامه دهخدا
غم فرسودگی. [ غ َ ف َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) درماندگی از غصه و اضطراب. ناتوانی از اندوه و غم. ( ناظم الاطباء ). فرسودگی بسبب غم و اندوه. رجوع به غم شود.
جمله سازی با غم فرسودگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بندگان فارغ ز غم فرسودگی داشتند از عدلشان آسودگی