غله برداشتن
مترادفها
درو کردن
لغت نامه دهخدا
غله برداشتن. [ غ َل ْ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) گرد آوردن غله. رجوع به غَلَّه شود:
ندانی گه غله برداشتن
که سستی بود تخم ناکاشتن.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گرد آوردن غله.
جمله سازی با غله برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدانی گه غله برداشتن که سستی بود تخم ناکاشتن
💡 کشاورزان در فصل پاییز با تمام توان خود به سمت مزارع میروند تا فرآیند غله برداشتن را با دقت و سرعت انجام دهند.
💡 سازمانهای امدادی تلاش میکنند تا پس از پایان فصل غله برداشتن، ذخایر کافی برای تأمین نیازهای غذایی مردم در زمستان فراهم کنند.
💡 شرایط جوی نامساعد و بارشهای ناگهانی، میتواند فرآیند غله برداشتن را در بسیاری از مناطق کشاورزی دچار مشکل و تاخیر جدی کند.