لغت نامه دهخدا
غلطپندار. [ غ َ ل َ پ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غلط پندارد. خطاکار:
گر غلطبین و غلطپندار پنداری مرا
خاک در چشم غلطبین و غلطپندار زن.سوزنی.
غلطپندار. [ غ َ ل َ پ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غلط پندارد. خطاکار:
گر غلطبین و غلطپندار پنداری مرا
خاک در چشم غلطبین و غلطپندار زن.سوزنی.
غلط پندارنده، آن که اشتباه فکر می کند: گر غلط پندار پنداری که هستم، نیستم / خاک در چشم غلط بین غلط پندار زن (سوزنی: ۴۰۴ ).
( صفت ) آنکه خطا پندارد خطا کار.
💡 امتحانی را که کردی ما توانستیم گفتن از ذوق درست یا غلط پندار