لغت نامه دهخدا
غلت خوردن. [ غ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) غلتیدن. غلطیدن. غلط خوردن. رجوع به غلتیدن شود.
غلت خوردن. [ غ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) غلتیدن. غلطیدن. غلط خوردن. رجوع به غلتیدن شود.
( مصدر ) غلتیدن: پسرک تو خون خودش غلت میخورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین پنداشته میشود که در برخی از پستانداران مثل دیگو، موش دوپا (یربوع)، و احتمالاً سنجاب زمینی بلدینگ خاکبازی کارکردِ ارتباطی داشته باشد، چرا که این جانداران بویی تند از خود در محوطهٔ خاکبازی به جا میگذارند. گفته شده که غلت خوردن در گل (که رفتاری است مشابه خاکبازی) نیز ممکن است کارکردهایی همچون کنترل دما، ایجاد پوشش در برابر نور آفتاب، مهار انگلهای خارجی و به جا گذاشتن بوی جانور داشته باشد.
💡 در روش خشکشویی از حلّال پرکلراتیلن برای حذف لکهها از لباس استفاده میشود ولی در آبشویی شستوشو با استفاده از مواد پاککننده مانند پودر لباسشویی و مایع شستوشو، صابون و مواد نرمکننده همراه با آب برای حذف کثیفی و گرد و خاک انجام میگیرد. لباسها در روش خشکشویی در ماشین خشکشویی و در روش آبشویی در ماشین لباسشویی قرار داده میشوند و در فرآیندی تحت عنوان غلت خوردن و گردش شسته میشوند.