غزوه خندق
غزوهٔ خندق که به جنگ احزاب نیز شهرت دارد، از رویدادهای مهم و سرنوشتساز در تاریخ صدر اسلام بهشمار میرود. این واقعه در سال پنجم هجری قمری روی داد و طی آن پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و مسلمانان مدینه، با اتحادی از قبایل مشرک مکه و گروههای مخالف از جمله یهودیان بنینضیر و دیگر احزاب، روبرو شدند. وجه تسمیهٔ این جنگ به خندق، به دلیل حفر خندقی در اطراف مدینه بود که به پیشنهاد سلمان فارسی، برای نخستینبار به عنوان یک راهبرد دفاعی به کار گرفته شد و نقش تعیینکنندهای در نتیجهٔ نبرد داشت.
در مورد زمان دقیق وقوع این غزوه، میان مورخان و منابع تاریخی اختلاف نظر وجود دارد. برخی از منابع، ماه شوال و برخی دیگر ماه ذیالقعدة سال پنجم هجری را ذکر کردهاند. در تفصیل این تاریخها، بازهای هشتروزه تا پانزدهروزه از هشتم تا بیستوسوم ذیالقعدة نیز گزارش شده است. در یکی از روایتهای مشهور آمده است که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در روز پنجشنبه، دهم ماه شوال، مدینه را به قصد مقابله با دشمن ترک گفتند و محاصرهٔ مدینه بهوسیلهٔ لشکر احزاب، سرانجام در روز شنبه، اولین روز از ماه ذیالقعده به پایان رسید.
پایان این جنگ، بدون درگیری نظامی گسترده و با پیروزی دفاعی مسلمانان همراه بود. توفانهای سهمگین و تفرقهای که به ارادة الهی در سپاه دشمن افتاد، موجب شکست محاصره و پراکندگی لشکر احزاب شد. این پیروزی، نقطهعطفی در تقویت موقعیت سیاسی و نظامی مسلمانان در مدینه بود و ضعف و تفرقة دشمنان اسلام را بهوضوح نشان داد.
لغت نامه دهخدا
غزوه خندق. [ غ َزْ وَ ی ِ خ َ دَ ] ( اِخ ) یا غزوه احزاب. رجوع به احزاب شود.
فرهنگ فارسی
یا غزوه احزاب
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] غزوه خندق از غزوات پیامبر در سال پنجم هجری با مشرکین و احزاب مخالف از جمله یهود، می باشد و به جنگ احزاب نیز معروف است.
در بعضی منابع، وقوع این جنگ را در ماه شوال و در بعضی دیگر ذیقعده دانسته اند و از ۸ تا ۲۳ ذیقعده نیز دانسته شده است. روایتی نیز حاکی از آن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پنج شنبه دهم شوال عازم این جنگ شد و آن را شنبه اول ذیقعده به پایان رساند.
علت اصلی جنگ
وقتی پیامبر بنی نضیر را، به دلیل خیانت، از سرزمینشان اخراج کرد، آنان راهی خیبر شدند و دیگر یهودیان را به جنگ با پیامبر تحریک کردند و این را می توان علت اصلی آغاز جنگ شمرد. پس از آن، یهودیانی از بنی نضیر و بنی وائل همچون حُیَّی بن اَخْطَب نضری، سلام بن ابی الحُقَیق نضری، کِنانةبن ربیع بن ابی الحقیق نضری، هَوذةبن قیس وائلی و ابوعمّار وائلی (واقدی: ابوعامر راهب)، به مکه رفتند و ابوسفیان و قریش را به جنگ با رسول خدا برانگیختند.هنگامی که ابوسفیان به آنها گفت شما نیز مانند محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) اهل کتاب هستید و ممکن است این توطئه شما باشد، پس اگر می خواهید ما بپذیریم که دروغ نمی گویید؛ باید بر این دو بت (لات و عزی) سجده کنید یهودیان برای راضی کردن قریش و سران مکه به جنگ حاضر به سجده بر بتهای مشرکین مکه شدند و زمانی که ابوسفیان بین بت پرستی و دین اسلام مقایسه کرد که ما برای حجاج شتران قوی کوهان نحر می کنیم و از آنها پذیرایی می کنیم؛ اما محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) دین اجداد خود را کنار گذاشته است و از یهودیان داوری طلب کرد، آنان بین حقانیت دین مشرکین و دین رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) دین مشرکین را به حق دانستند و اینجا بود که این آیه بر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نازل گردید: «اَ لَمْ تَرَ اِلیَ الَّذِینَ اُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ هَؤُلَاءِ اَهْدَی مِنَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ سَبِیلاً.اُوْلَئکَ الَّذِینَ لَعَنهَُمُ اللَّهُ وَ مَن یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تجَِدَ لَهُ نَصِیرًا؛ آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال)، به «جبت» و «طاغوت» ایمان می آورند، و درباره کافران می گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده اند، هدایت یافته ترند»؟! آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت.»ابوسفیان از پیشنهاد آنان برای هم پیمانی در دشمنی و جنگ با رسول خدا استقبال کرد و یهودیان و قریش با یکدیگر هم پیمان شدند. سپس آن یهودیان نزد قبیلۀ غَطَفان (به ریاست عُیَیْنَةبن حِصن فَزاری) رفتند و با وعده دادن یک سال خرمای خیبر، آنان را برای جنگ با پیامبر با خود همراه کردند. آنگاه نزد بنی سُلَیْم بن منصور رفتند و موافقت ایشان را نیز به دست آوردند. بنابراین قریش با رهبری ابوسفیان با چهار هزار مرد از مکه خارج شد و فرماندهی جنگ را به عثمان بن طلحة بن ابی طلحه داد و در لشکر ایشان هزار نفر شتر و سیصد سر اسب بود و چون به مرّالظهران رسید، دو هزار مرد از قبایل اسلم و اشجع و بنومرّة و کنانه و فزاره و غَطَفان بدیشان پیوست و از آنجا منزل به منزل به سمت مدینه رفتند و از هر جانب لشگری بدیشان پیوسته می شد، چندانکه تعداد آنان در نزدیکی مدینه به ده هزار نفر رسید.
تعداد مشرکان در جنگ
تعداد مشرکان از تمامی قبایل (احزاب) در این جنگ به ده هزار نفر رسید. که چهار هزار نفرشان همراه با سیصد اسب و ۵۰۰،۱ شتر از قریش و هم پیمانان آنها بودند. اما برخی تعداد مشرکین را هجده هزار نفر و مسلمانان را سه هزار نفر ذکر کرده اند. در بعضی منابع، تعداد آنان (قریش، غطفان، سُلَیم، اَسد، اَشجع، قُرَیظه، نضیر و دیگر یهودیان) ۲۴۰۰۰ نفر ذکر شده است. به هر حال، اتحاد و بسیج عمومی مشرکان و یهودیان در این غزوه، نمایانگر عزم جدّی آنان برای نابودی اسلام بوده است. از این رو، رسول خدا فرمود، همۀ اسلام رویاروی همه شرک قرار گرفته است. این در حالی است که برخی تعداد مسلمانان را فقط سه هزار نفر ذکر کرده اند. یعقوبی، تعداد آنان را هفتصد مرد ذکر کرده است.
مشورت پیامبر در امور نظامی
...
[ویکی شیعه] غزوه خندق یا غزوه احزاب از غزوات پیامبر(ص) بود که در سال پنجم هجری رخ داد. این جنگ با توطئه قبیله بنی نضیر آغاز شد و قریش با تمام متحدان خود برای ریشه کن کردن اسلام همداستان شدند. برای مقابله با مشرکان به پیشنهاد سلمان فارسی مسلمانان در اطراف مدینه خندق حفر کردند. این جنگ با پیروزی مسلمانان به پایان رسید و مشرکین عقب نشینی کردند.
در این جنگ حضرت علی عمرو بن عبدود را به هلاکت رساند.
این جنگ به احزاب نیز معروف است. زیرا قبیله قریش با متحدانش از دیگر قبایل کفار عرب و یهود، برای ریشه کن کردن اسلام بر ضد پیامبر(ص) و مسلمانان همداستان شدند.
جمله سازی با غزوه خندق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 18- در غزوه خندق، كه در ماه شوال يا ذىقعده سال پنجم هجرت صورت گرفت، ابن ام مكتوم را به جانشينى خود برگزيد و خود در شهر مدينه و در كنار خندق با احزاب به جنگ پرداخت.