لغت نامه دهخدا
غرغره کردن. [ غ َ غ َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آب در گلو گردانیدن بی فروبردن. آب یا دارویی در گلو گردانیدن برای شستن و پاک کردن دهان یا برای دفع بیماری. عمل غرغره. رجوع به غرغرة شود.
غرغره کردن. [ غ َ غ َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آب در گلو گردانیدن بی فروبردن. آب یا دارویی در گلو گردانیدن برای شستن و پاک کردن دهان یا برای دفع بیماری. عمل غرغره. رجوع به غرغرة شود.
( مصدر ) آب یا مایعی دیگر را در گلو گردانیدن بی آنکه فرو برند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براساس تحقیقاتی که انجام شدهاست چوب این درخت مقاوم در مقابل پوسیدگی و حشرات است و برگ آن خاصیت دارویی دارد. در زمینه مصرف دارویی این درخت نیز گفته شدهاست که خوردن دمکرده برگ برای سفتی ترشح ادرار و زخم روده مفید است و نیز غرغره کردن دمکرده آن برای درد دندان، زخمهای لثه و سستی لثه مفید است.