عیبان
مترادفها
عیبها، نواقص، کاستیها، نقصها
متضادها
محاسن، خوبیها
لغت نامه دهخدا
عیبان. [ ع َ] ( اِخ ) نام کوهی است به یمن. ( از معجم البلدان ).
جمله سازی با عیبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پوشید لباس هر که را عیبی دید بی عیبان را لباسِ عریانی داد
💡 عیب خود پوشیدم از بیم هلاک در لباس خاص بی عیبان پاک
💡 انسانهای بزرگوار همواره تلاش میکنند تا به جای تمرکز بر عیبان دیگران، بر اصلاح رفتار خود و نقاط قوتشان تمرکز کنند.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران اغلب از بحث عیبان و محاسن برای بیان مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی استفاده میکردند.
💡 ما نباید با تمرکز بیش از حد بر عیبان یک فرد، از ارزشها و خوبیهای نهفته در شخصیت او غافل شویم.