عیب خواه

مترادف‌ها

عیب‌جو، مچ‌گیر، بدگوی

متضادها

ستایشگر

لغت نامه دهخدا

عیب خواه. [ ع َ / ع ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) عیب خواهنده. آنکه عیب و نقص دیگران را طلب کند:
تو این آب روشن مگردان سیاه
که عیب آورد برتو بر عیب خواه.فردوسی.

فرهنگ فارسی

عیب خواهنده آنکه عیب و نقص دیگران را طلب کند

جمله سازی با عیب خواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو خواهی که طیره شوی پیش شاه به قصدت نکوهش کند عیب خواه

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران