عویمر

لغت نامه دهخدا

عویمر. [ ع ُ وَ م ِ ] ( اِخ ) ابن زیدبن قیس، مکنی به ابوالدرداء. رجوع به ابوالدرداء و الاعلام زرکلی و الاصابة و الاستیعاب شود.

فرهنگ فارسی

ابن زید بن قیس مکنی به ابو الدردائ

جمله سازی با عویمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلبی گفت: این در شأن ابو بریدة الاسلمی آمد، و هو هلال بن عویمر، که با رسول خدا عهد بست که یاری وی ندهد، و دشمنان را نیز بر وی یاری ندهد، و مسلمانان را از خود ایمن دارد، و مسلمانان نیز از خود ایمن دارند، و هر کس که بر هلال بگذرد، و قصد مصطفی (ص) و اسلام دارد، هلال او را منع نکند، و راه بوی فرو نگیرد.

💡 نسب او را چنین گزارش کرده‌اند: «ام ورقه بنت عبدالله بن حارث بن عویمر بن نوفل انصاری»

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز