لغت نامه دهخدا
عهد پیوستن. [ ع َ پ َی ْ / پ ِی ْ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) پیمان بستن. شرط و قرارداد نهادن: بسیار سخن و پیغام رفت تا قرار گرفت بر آنکه عهدی پیوستند میان ما و برادر. ( تاریخ بیهقی ).
عهد پیوستن. [ ع َ پ َی ْ / پ ِی ْ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) پیمان بستن. شرط و قرارداد نهادن: بسیار سخن و پیغام رفت تا قرار گرفت بر آنکه عهدی پیوستند میان ما و برادر. ( تاریخ بیهقی ).
پیمان بستن شرط و قرار داد نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نباید عهد پیوستن به شوخی باز بشکستن دلِ صاحب نظر خستن خطایِ معتبر باشد