لغت نامه دهخدا
عنسل. [ ع َ س َ ] ( ع ص ) ماده شتر تیزرو. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). ناقه سخت و سریع. ( از اقرب الموارد ).
عنسل. [ ع َ س َ ] ( ع ص ) ماده شتر تیزرو. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). ناقه سخت و سریع. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهى رسول الله -صلى الله عليه وآله - عنسل السيف و عن برى النبل فى المسجد قال: و انما بنى لغير ذلك