عنابر
مترادفها
مشک، عطر، بوی خوش
لغت نامه دهخدا
عنابر. [ ع َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عنبر. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به عنبر شود.
جمله سازی با عنابر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر مخالف تو رز نشاند اندر باغ بوقت بار، عنابر دهد بجای عنب