لغت نامه دهخدا
عمل سنج. [ ع َم َ س َ ] ( نف مرکب ) که کار را بسنجد. آنکه عمل را مقایسه کند و نیک و بد را از هم بازشناسد:
تا چو عمل سنج سلامت شوی
چوب ترازوی قیامت شوی.نظامی.
عمل سنج. [ ع َم َ س َ ] ( نف مرکب ) که کار را بسنجد. آنکه عمل را مقایسه کند و نیک و بد را از هم بازشناسد:
تا چو عمل سنج سلامت شوی
چوب ترازوی قیامت شوی.نظامی.
که کار را بسنجد آنکه عمل را مقایسه کند و نیک و بد را از هم باز شناسد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين آيه اشاره دارد به اينكه اعمال - هم مانند هر چيزى براى خود - وزن و ارزشى دارد،و اينكه بعضى اعمال در ترازوى عمل سنج سنگين است، و آن عملى است كه نزد خداىتعالى قدر و منزلتى داشته باشد، مانند ايمان به خدا و انواع اطاعتها، و بعضى ديگراينطور نيستند، مانند كفر و انواع نافرمانيها و گناهان، كه البته اثر هر يك از اين دونوع مختلف است، يكى سعادت را دنبال دارد، و آن اعمالى است كه در ترازو سنگين باشد،و ديگرى شقاوت را، و ما در تفسير سوره هاى قبلى در معناى ميزان سخن گفتيم و بحثكرديم.