لغت نامه دهخدا
عمرس. [ ع َ م َرْ رَ ] ( ع ص ) مرد قوی سخت و توانا. || شتابنده و سریع در نوبت آب. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || سیر سخت. ( منتهی الارب ). حرکت و سیر شدید. ( از اقرب الموارد ). || روز شدید. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ایام. ( اقرب الموارد ). || مرد دشوارخوی قوی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).