عمارت پذیر

لغت نامه دهخدا

عمارت پذیر. [ ع َ / ع ِ رَ پ َ ] ( نف مرکب ) قابل آبادانی و زراعت. ( ناظم الاطباء ). آبادی پذیر. آبادانی پذیر. که قبول تعمیرو مرمت و ساختمان کند. سزاوار آبادانی:
چو آمد بجایی که بود آبگیر
بر و بوم آنجا عمارت پذیر.نظامی.چنین گفت با پور دهقان پیر
که تفلیس از او شد عمارت پذیر.نظامی.شبان گفت کای خسرو تخت گیر
بتاج تو عالم عمارت پذیر.نظامی.

فرهنگ فارسی

قابل آبادانی و زراعت آبادی پذیر آبادانی پذیر

جمله سازی با عمارت پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر چه نیست عمارت پذیر کلبه ما ز راه لطف تو گردی به این خراب رسان

💡 شکسته تو عمارت پذیر نیست چو ماه فتاده تو چو دیوار برنمی خیزد

💡 چشم رعایت ز رعیت مگیر تابودت ملک عمارت پذیر

💡 صائب در آب سیل بشود دست را ز دل این خانه شکسته عمارت پذیر نیست

💡 چو آمد به جایی که بود آبگیر بر و بوم آنجا عمارت پذیر

💡 ای آنکه کوشش از پی سامان من کنی بگذار کاین خرابه عمارت پذیر نیست

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز