علی روزافزون

لغت نامه دهخدا

علی روزافزون. [ ع َ ی ِ اَ ] ( اِخ ) ابن بهرام بن اسکندر روزافزون. وی در زمان حکومت سیدعبداﷲبن سیدعبدالکریم، صاحب اختیار امور ملک و مال مازندران بود و بر اهالی آن دیار بسیار ستم می کرد تا اینکه سادات بایلکانی بر او هجوم آوردند و در نیم فرسخی ساری وی را دستگیر ساختندو گردن زدند و جسد او را با ریسمانی به ساری بردند و به دار آویختند. ( از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 352 ).

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:روزافزون، علی (قرن ۹ق)

جمله سازی با علی روزافزون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از مرگ عبدالکریم یکم، فرزند وی عبدالله را، گرچه سن کمی داشت، به حکومت رساندند. عبدالله به شرب خمر بسیار اقدام می‌کرد و این موجب شد تا مردم مازندران از وی متفرق شوند. در حکومت وی، علی روزافزون قدرت بسیاری داشت که به دست سادات بابلکانی[یادداشت ۱۳] کشته شد. بابلکانی او را با عمویش کمال الدین که از او هم بیشتر شرابخوارتر بود جایگزین کردند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز