عقل معاش

مترادف‌ها

عقل دنیوی، تدبیر معاش

متضادها

عقل دین

لغت نامه دهخدا

عقل معاش. [ ع َ ل ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قوه تدبیر زندگانی. ( فرهنگ فارسی معین ):
دام دیوانگی فروکرده
تا بدام اوفتاده عقل معاش.عطار.

فرهنگ فارسی

قوه تدبیر زندگانی

جمله سازی با عقل معاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دیوانگی، ز عقل معاش است بی نیاز زنجیر هست، بند قبا را چه میکنی؟!

💡 غنج و نازش ز راه چشمم داد داروی بیهشی به عقل معاش

💡 به نوبهار کسی را که نیست عقل معاش به گوشه ی چمنی شد کنار آب گرفت

💡 تعلیم زاره گیر در عقل معاش چیزی سوی خود می‌کش و چیزی می‌پاش

💡 عشق گوید پاکباز و فرد باش عقل گوید کسب کن عقل معاش

💡 در آموزه‌های اخلاقی، تاکید شده است که انسان باید میان عقل معاش برای مدیریت امور مالی و عقل نظری برای شناخت حقایق، تعادل مناسبی برقرار کند.

💡 مدیریت صحیح یک کسب‌وکار بزرگ نیازمند برخورداری از عقل معاش قوی است تا بتوان مدیر بتواند در میان رقابت‌های شدید بازار، تصمیمات اقتصادی درستی اتخاذ کند.

💡 بسیاری از افراد تنها بر پایه عقل معاش زندگی می‌کنند و از اهمیت توسعه توانمندی‌های فکری و معنوی خود در مسیر رشد شخصی غافل می‌مانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران