عطسه زدن

لغت نامه دهخدا

عطسه زدن. [ ع َ س َ / س ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) عطسه دادن. عطسه کردن:
گر تو از بوی مشک عطسه زنی
هر که حاضر دعات بسراید.خاقانی.یرحمک اﷲ زد آسمان که دم صبح
عطسه مشکین زد از صبای صفاهان.خاقانی.هر دم هزار عطسه مشکین زد از تری
مغز جهان ز رایحه عنبر سخاش.خاقانی.- عطسه زدن صبح؛ کنایه از برآمدن آفتاب:
چون نافه مشک شب بسوزد
بس عطسه که آن زمان زند صبح.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عارض شدن عطسه

جمله سازی با عطسه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امـّا در اقـوام و مـلل جـهـان خـرافات و برخوردهاى گوناگونى نسبت به عطسه زدن مطرحاست.

💡 *باب عطسه و جوابى كه هنگام عطسه زدن كسى بايد گفت* بَابُ الْعُطَاسِ وَ التَّسْمِيتِ

💡 سـيـسـتـم بـدن انـسـان وقـتـى سـالم اسـت، و سيستم تنفّسى وقتى عيب و نقصى ندارد، دربـرابـر نور، حرارت، گرد و خاك و اجسام خارجى واكنش نشان داده و هواى موجود در شُشهـا را بـا سرعت 75 كيلومتر در ساعت به بيرون مى راند كه مجموعه اينگونه واكنش ها ازنظر فيزيولوژى، عطسه زدن نام دارد.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز